تبليغاتX
نوید جان عزیزمامان و بابا
نوید جان عزیزمامان و بابا
مامان فدات بشه
 
یک روز تعطیل

 

ديروز جمعه نويد ساعت 11 از خواب بيدار شد صبحانه شو خورد شير شو هم خورد بعد رفت كمك باباي

 

ماشين و تميز كرد منم نهارو حاضر كردم و هر دوتاشونو صدا زدم نويد زودتر امد تو سفره پهن كرن كمك من

 

 كرد بشقاب و قاشق و چنگال و ..................برد سر سفره گذاشت

 

پسرم امروز در كل يه پسر حرف گوش كن و خوبي بود

 

بعد از غذا سفره را كمكم جمع كرد و گفت مامان مي خوام خودم سفره را پاك كنم ......................

 

بعد از نهار من و نويد كه از قبل باباي سبزي خريده بود نشستيم دوتاي پاكشون كرديم الهي من فداش بشم امروز

 

 كلي كمك من و باباي بود اين گل پسرمون ..................

 

 

از وقتي كه اين وب را واسش مي نويسم پسرم بهتر شده نه اين كه با هم به وب دوستاش سر مي زنيم و براش

 

 مطالب هاي وب دوستاشو مي خونم خيلي كف مي كنه .............

 

حتي اسم خيلي از دوستاشو تو نت بلده اين گل پسر من

 

هليا .نسيم .پرنيان.شرمينه. ترنم. كيارش.نورا ...............

 

خلاصه احساس مي كنم يه زره بهتر شده كمتر بهانه گيري مي كنه حرف من و باباي رو تا حدودي گوش مي

 

 كنه .................خدارو شكرمي كنم .

 

مواظب خودتونو و شاپركاتونو وروجكاتون باشيد

 

راستي اگه شد  تو پستهاي  بعدي شايد عكسهاي تولد اميد و گذاشتم ..............

 

 چهارشنبه گذشته تولدم بود واين وروجك و باباي واسم تولد

 

كوچيكي گرفته بودن خيلي منو خوشحال كردن

 

اگه شد عكس تكي كه نويد گرفته بود اون شب تولدم واستون مي زارمش.................

 
لینک نوشته
شنبه بیست و ششم آبان 1386 -- مامان شهین  

کار بد نوید

 

ديروز ظهر  نويد كار خيلي بدي كرد و با با بهزاد اون دعوا كرد به طوري كه يجورايي

 

كتكش زد نويد خيلي گريه كرد دلم براش سوخت و خواستم ازش دفاع كنم ولي گفتم چون

 

كارش درست نبوده و باباش اونو دعوا كرده من دخالت نكنم بهتره

 

خيلي آدم يه دنده اي هست هر چي بعدش بهش گفتم برو از پدرت معذرت بخواه نرفت خيلي غده

اين پسر من

خلاصه شب كه باباي از مغازه برگشت سر سفره شام باباي يه لقمه گرفت و چون مي خواست

 

 كار ظهرشو از دل اين گل پسر ما در بياره داد به نويد من به نويد گفتم به باباي بگو مرسي

 

ولي اون سرشو پايين انداخته و مي گفت نمي خوام

 

منم به خاطر اين كه كارشو توجيح كنم و يه جورايي از دل باباي در بيارم گفتم اشكال نداره باباي

 

نويد پشيمونه از كاري كه ظهر كرده حالا روش نمي شه باهات حرف بزنه ناراحت همينه

 

 الان به باباي ميگه ببخشيد

 

ديدم نويد برگشتو گفت نه من هيچم پشيمون نيست ناراحتم كه ظهر باباي من كتك زده از دستش

خيلي ناراحتم

 

منو باباي هاج و واج  مونده بوديم كه چي به اين وروجك بگيم

 

گفتم ماماني خودت مقصري تو كار بدي كردي كه بابا بهزاد دعوات كرده در كل وقتي كار بدي

 

ميكنه اصلا حاظر نمي شه معذرت بخواد

 

امروزم گذشت باكاراي اين شيطون بلاي ما

 

 

 

 

 
لینک نوشته
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 -- مامان شهین  

نوید جان 17 دی 82 به دنیا امد
وبه زندگی ما رنگ و بوی دیگه داد
خیلی پسر شیطون و بازیگوشی هست
وخیلی مودب و باهوش
الهی مامان فدات بشه گل مامان شهین و بابا بهزاد
shahinnavid@gmail.com |
shahin_s_a@yahoo.com

از دوستان عزیزم
خواهشمندم اگر لینکی واس کار و کسب درآمد
تو نت سراغ دارند به من معرفی کنند باتشکر فراوان

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386

پیوندها
منم:تارا
من و دخترم ملودي
هليا
نسيم و هليا
برديا پسر خوشكل مامان
روياي خيس(دختر خاله نويد)
داستانهاي ورجك و ماماني
نورا كوچولو
مهناز جون
رنگين كمان (پريسا جون)
اینترنت رایگان برای همه
دوقلو هاي دوست داشتني(كيان و كيارش)
عمو پورنگ
كودكانه
زندگي رويايي (سارا جون)
محمد طلا
كتاب كودك
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ